از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:
بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن
گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق
گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن
گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن
گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن
گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد
گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن
گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن
پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
به کجا رفته ای؟شک دارم خدا هم بداند!!
من به اندازه چشم تمتمی مردم شهر منتظر مانده ام.
سراغت را از باد و خاک و اتش و نور گرفته ام.
هر چه بیشتر می جویمت کمتر می یابمت.
واژه ها هز من می گریزند.
هر لحظه بی تو بودن همانقدر بیهودست که هر لحظه با غیر تو بودن.
چقدر همه جا خاکستری است.
چقدر همه چیز و همه جا بی رنگ است.
تو نیستی پس هیچکس نیست و من بدون تو چشمانم خالیست.
گفتی عاشق میمونی اما نموندی !
یه گل کاغذی داشتم به تو دادم.قول دادی نسوزونیش اما سوزوندی !
منو دیوونه دیدی ... هی به من می خندیدی
دلت خنک شد ؟
نامه هامو ندیدی ... خط رو قلبم کشیدی
گفته بودی میرسی زووودی به دادم !
مخصوصادیر رسیدی ... !
دلت خنک شد ؟!
تولد
تولدت مبارك
سلام به همگي
امشب شب خيلي قشنگيه
اين وبلاگ رو امشب منو بهار كه چند ساعتي بيشتر نيست كه با هم آشنا شديم ساختيم
دز واقع اين وبلاگ ماله بهار خانمه
با اجازه بهار خانم چند تا عكس عاشقونه و كارت پستال ميذارم اينجا